Daisypath - Personal pictureDaisypath Graduation tickers























دانشمند کوچک درون من،جدا می خواد سعیشو بکنه

این دفعه دیگه باید بشه،فقط به خاطر خودم






امروز که ازم پرسیدی کلاس چطور بود،بعد که بهت گفتم خوب بود حتی یه بارم بیرون نرفتم خیلی تعجب کردی ،یه جورایی به خودم امیدوار شدم حس کردم خودمو آرامشی که داشتمو .جدا امروز یه جور دیگه بود  ،با همه ی روزا با همه کلاسا فرق داشتم خیلی آروم بدون ترس نشسته بودم ،خوشحالم ازش ،امروز خوب بود خیلی خوب،حالا دیگه تو ام می فهمی که امروز چقـــــــــــد خوب بود:))))

۱۳٩٠/٩/٢٧ | ۳:۳۳ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





روز اول:

 

می خوام امروز بخندم به همه چی حتی به کارایی که حوصله ی انجام دادنشونو ندارم

 

۱۳٩٠/٩/٢۳ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





خاله رفت خیلی آروم ،یه نفس راحت کشیدو رفت بدون تقلا تو سکوت با آرامش ،تو گورستان همه گریه می کردن ،اما من اونجا دچار تناقض شدم ،نمی دونستم به این فکر کنم که خاله ی جوونم الان خوشحاله و تو آرامش داره به همه ی ماها نگاه می کنه و لبخند می زنه یا مثل بعضیا براش نماز وحشت بخوونم و به شب اول قبرش فکر کنم،همه می گفتن تنهاش نذاریم می ترسه ولی اون حرفا از جنس فکرای من نبود من اون لحظه خالمو تو یه لباس سفید بلند می دیدم که تو یه دشت پر از گله و با خوشحالی می خنده و شاده از این که ماموریتشو خوب انجام داده و برگشته خالمو می دیدم که دیگه افسوس نمی خوره دیگه غصه ی مشکلاتشو نمی خوره و فهمیده که همه ی اونا یه ماموریت سخت بوده که به خوبی از پسش بر اومده،این تناقض اذیتم کرد برام سخته که فکر کنم خدا بعد از این همه سختی به جای اینکه خالرو بغل کنه و ببوسه می خواد ازش سوال جواب کنه و بترسونتش.یعنی می شه خدا بعد از این همه مشکلات اخم و تخم کنه؟من که باور نمی ککنم این حرفارو،من به عشق و مهر ایمان دارم نه عذابو سختی.الان خاله خوشحاله و به قول آروینو وانیا عمه زهرا یه روزی از آسمونا می یاد پایین ،می خنده و می گه سلام آروین ،سلام وانیا،چطوری آروین ،چطوری وانیا؟

۱۳٩٠/٩/٢۱ | ٩:٢٢ ‎ب.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





امروز روز خوبی بود،خوشحالم

 

 

 

یکشنبه ی  آذر90

۱۳٩٠/٩/۱٤ | ۳:۱۸ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





مشاهده یادداشت خصوصی

۱۳٩٠/٩/٤ | ٢:۱۱ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





دستانم  را به هم گره می کنم

و امید و ایمان به راهم را آرزو می کنم

ایمانی که از درونم بجوشد

و امیدی که در چشمانم بدرخشد

تا راه برایم هموار شود

و با شوق بپیمایمش حتی در سخت ترین لحظاتش

                                                               

۱۳٩٠/۸/۳٠ | ٤:٥٩ ‎ب.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت

 

 

دارم پوست می اندازم دارم با فکر تغییر می کنم همه چیز داره عوض می شه

۱۳٩٠/۸/٢٩ | ٢:٤٩ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





حتما دوای دردای من کمی مثبت اندیشیه،خب اینو بهزاد بهم گفت ،وقتی به مسائل مثبت فکر می کنم مسئله محو می شه و جاش یه دنیا امید می مونه،حالم خوبه ،خیلی خوبه و از این بابت خدارو شکر می کنم و خدارو شکر می کنم که دوستی مثل بهزاد دارم و خدارو شکر می کنم که هستم و نفس می کشم .وقتی بیشتر فکر می کنم تمام مشگلاتم از منفی بافی شروع می شه و حتی از اینکه همیشه فکر می کردم که که کاستی وجود داره و باید رفع بشه اما هیچ چیزی کم نیست ،جز کمی مثبت بودن،خدارو شکر .

خدایا من همیشه فکر می کردم که خالم رفتنیه و دیگه نمی شه براش کاری کرد،اما الان فکر می کنم که خاله هست،هست و ما هستیم ،من و تو با هم هواشو داریمو مراقبشیم ،چی بهتر از این؟تا هستش من هواشو دارم بعدشم می دونم که تو حسابی برنامه های خوبی براش داری،فردا براش  گل می خرم می برم ،خله خیلی خوبه تا ابد خوبه.

۱۳٩٠/۸/٢٥ | ۱:٠٩ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





خدایا من از تو شاکیم شکایتمو کجا ببرم کتابم کجاست من دارم گم می شم

اما دعا می کنم دعا می کنم خالم تورو ببینه دعا می کنم خالم بخنده دعا می کنم فرشته ها دستشو بگیرن اشکاشو پاک کنن و تورو بهش نشون بدن دعا می کنم تو واقعی باشی دعا می کنم تو توهم نباشی دعا می کنم بعد از مرگ خوشبختی وجود داشته باشه فقط این روزا می گم خدا کنه که حالا که خالم داره می ره اون ور تو باشی نکنه که خالم بعد از مرگش هیچ بشه پوچ بشه .........

۱۳٩٠/۸/٢٢ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





دلم خدارو می خواد ،دلم تنگه ،دلم خدارو می خواد

۱۳٩٠/۸/۱٧ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





دلم گرفته احساس تنهایی می کنم

هنوز قوی نشدم

الان دلم یه چیزی می خواد  که ذوق کنم ازش حالم عوض شه

۱۳٩٠/۸/۱٦ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------





تو دختر خوبی هستی سعیتو بکن .ببین داره بارون می یاد   الان می تونی یه آرزو کنی  آرزوت چیه؟

من ارزو دارم از هیچ چیز نترسمفقوی و محکم به راهم ادمه بدم

اون موسیقیو یادته؟شاد موسیقی روح من بودفمن برگشتم چون از گناهام می ترسیدم

چون باید پاک می شدم پاک پاک

خدایا به من قدرت بده تا خودمو بشناسم

راهشو بهم نشون بده

۱۳٩٠/۸/۱٦ | ۱:٢٦ ‎ق.ظ | نفس | نظرات () |
-------------------------------------------------------------------------------------
Design By : nightSelect.com